سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ



دل نوشت ها - گل نرگس ... مهدی فاطمه






درباره نویسنده
دل نوشت ها - گل نرگس ... مهدی فاطمه
آی دی نویسنده
تماس با نویسنده


آرشیو وبلاگ
کربلا و امام حسین (ع)
مشهد و امام رضا (ع)
سوریه و بی بی زینب (س)
سفرنامه جنوب و غرب
من و تو
دل نوشت ها
رمضان
نازنین زهرا
متفرقه
تقریبا سیاسی
سفر مقام معظم رهبری به کرمانشاه
سردار شهید مهدی زین الدین
شهید سید رحیم خمیس آبادی
مناسبت ها و مراسم ها
مسابقات و طرح های مذهبی
زندگی نامه حضرت ابالفضل (ع)
ضیافت اندیشه 1389
قرار بود بریم ،ولی موندیم !

ذکر ایام هفته


لینکهای روزانه
گل نرگس...مهدی فاطمه ! [794]
[آرشیو(1)]

لینک دوستان

دست خط ...
وبلاگ گروهی فصل انتظار
شلمچه
حضور نور
مسجد ولیعصر (عج) کنگان
نجوای شبانه
پاک دیده
لبگزه
چفیه
آسمان سرخ
حرف دل
مجنون صفت
نیار یعنی آرزو
سحرخیز مدینه کی می آیی ؟
نوشابه ای با طعم بهائیت
خدای شاپرک ها
کمان نیوز
او خواهد آمد...
حدیث نفس
حجاب غیبت
حس غریب
*دفاع مقدس*
حریم یاس
مزار شهدا
منتظر کوچک
وب نوشته های حاج محمد
حدیث دل
تا کرببلا هست زمین را عشق است
دل نوشته های دو دختر شهید
گذر اقاقیا
عکس بان
ذهن نوشت
منتظر قائم آل محمد
زیباترین شکیب
چادر خاکی
من از دیار حبیب م
وادی
آوینار
الهی من لی غیرک ...
احسان پسر خوب مامان و بابا


موسیقی وبلاگ


عضویت در خبرنامه
 
لوگوی وبلاگ
دل نوشت ها - گل نرگس ... مهدی فاطمه


لوگوی دوستان




آمار بازدید
بازدید کل :721872
بازدید امروز : 181
بازدید دیروز :316
 RSS 

خواب از سرم میپره و پشت سیستم می شینم . یهو به ذهنم میرسه بعضی از کلمات رو به زبان انگلیسی سرچ کنم .

دوست داشتم بدونم بقیه در مورد ما مسلمون ها و کشور ایران و دین و مذهب ما چی میدونن و چه تصوری دارن . یا حتی چه تبلیغاتی له یا علیه ما استفاده میشه .

با خودم فکر میکنم اگه یکی بخواد راجع به اسلام تحقیق کنه ، خب قطعا یکی از منابعش اینترنته !

از اسلام شروع میکنم و یکی یکی جستجو میکنم : اسلام ، پیامبر ، مسلمان ، اربعین ، شیعه ، سنی ، خمینی ، خامنه ای ، ایران ....

از نتایجی که می بینم اعصابم خراب میشه . میدونستم که خیلی خیلی در فضای مجازی و حقیقی بر علیه اسلام و مسلمون ها و بخصوص شیعیان ، تبلیغات منفی میشه اما اصلا فکر نمیکردم اینقـــــدر وسیع باشه ...

تصاویری که از اسلام و مسلمون ها و ... میدیدم در چند تا مورد با هم مشترک بودند : خشونت ، قمه زنی ، دیکتاتوری ، تمسخر ، توهین و ...

تاسف میخورم که چرا من مسلمون شیعه نتونستم تبلیغات مثبتی داشته باشم و اسلام رو به قدر خودم معرفی کنم .

دین من ، آیین من ، اسلام من ، پیامبر عزیز من ، امام خمینی کبیر و امام خامنه ای رهبران عزیز من و ایران وطن سرافراز من هیچکدوم از این چیزهایی که نوشتند و نشون دادند نیست .

کاش دیگه آقا بیان ... خیلی در حق ما داره ظلم میشه...





نویسنده » نرگس » ساعت 7:0 عصر روز چهارشنبه 94 شهریور 11

وقتی میخوای یه کار اشتباه انجام بدی ، صدتا اتفاق ریز و درشت میفته که اون خطا ازت سر نزنه ولی وقتی حتی تو ذهنت یه فکر خوب میاد ، سریع همه چی دست به دست هم میدن که اون اتفاق خوب بیفته و تو اون کار خیر رو انجام بدی ...

مثلأ چند روز پیش از دست یه بنده خدایی خیلی دلخور بودم و اومدم یه ایمیل براش بفرستم و کلی حرف از تو ذهنم عبور کرد که بهش بزنم ولی وقتی پشت سیستم نشستم ، اینترنت بدون هیچ دلیل خاصی مشکل فنی پیدا کرد و قطع شد ! تلفنم زنگ خورد ، یادم افتاد غذا درست نکردم و ... وقتی دوباره وصل شد دیگه خیلی اروم شده بودم ... و به همین راحتی خدا کمکم کرد که یه کار اشتباه ازم سر نزنه !

اما امشب ، دلم خیلی گرفته بود ،  از تو ذهنم گذشت که کاش بریم حدیث کساء و یه کم با خدا حرف بزنم که آروم بشم ...

با اینکه اصلأ شرایطش نبود ولی یکی یکی داره اسبابش جور میشه که بریم ...

پ.ن.1 : خدای مهربونم ؛ خدای خوب من ؛ ازت ممنونم که این بنده کمترین و سراپا تقصیرت هم از یاد نمی بری ...
حتی یه لحظه ...حتی اگه من فراموشت کنم ...

پ.ن.2 :  در حق همدیگه خیلی دعا کنیم که تک تک مون و خصوصأ من ِ حقیر سخت محتاجیم . یا علی مدد



نویسنده » نرگس » ساعت 8:0 عصر روز شنبه 92 اسفند 17

انتظار

صبح جمعه ست و تلویزیون روشنه ؛ صدای دعا خوندن مداح تو خونه می پیچه ...

بی اختیار با بعضی از فرازهای دعای ندبه ، اشکام جاری میشه و یه دنیا دلتنگی میریزه توی قلبم ...

یاد جمکران می افتم و اون روزای خوبی که با دوستام جلسه هفتگی آل یاسین داشتیم و ...

یه حال خوشی پیدا کردم ؛ یهو ازم میپرسه : بنظرت امام زمان (عج) شما رو دوست داره یا شما ایشون رو ؟

با گریه میگم : حتی اگه دوستم نداشته باشه ، من که دوسش دارم ...

میگه : اول آقا شما رو دوست داشته و داره ، بعد به شما اجازه دادن که ایشون رو دوست داشته باشی ...

بی اختیار بغضم میترکه ... راست میگه ...

اگه آقا هوای شیعه هاشون رو نداشتن؛ اگه ما رو دوست نداشتن ؛ چه بلاها که بر سرمون نازل نمیشد ...؟!

اگه خودشون دعا نمیکردن که خدا از گناهان شیعیان شون بگذرن ،اینقدر جسارت بر گناه پیدا نمیکردیم که ...


---------------------------------------------------------------------

پ.ن.1 : خیلی دوست تون دارم آقای غریبم :( همین تنها دارایی منه ؛ خودت حفظش کن و روز به روز بیشتر ...

پ.ن.2 : دارم میرم سر مزار (پسر عمه ی شهیدم ، سید رحیم ) ؛ خیلی دلتنگش هستم و کلی حرف دارم باهاش :(

پ.ن.3 : نوای وبلاگ و این تیکه ش : " ندیدم غریبی به تنهایی تو ... "‌

پ.ن.4 : خدایا ما رو عاقبت به خیر از دنیا ببر ... / التماس دعا / یا علی مدد



نویسنده » نرگس » ساعت 8:59 صبح روز جمعه 92 اسفند 2

 

الیس الله بکاف عبده

بی شک یکی از لحظاتی که در این دنیای شلوغ و درهم برهم ، فارغ از همه چیز می شوم و قطعه ی کوچکی از بهشت برایم مجسم می شود  ، آن لحظاتی است که در سکوت شب و جاده ، به یک مداحی زیبا گوش می دهم و به چیزهای خوب فکر می کنم ...

چیزهایی مانند دوست داشتن خدای ستار و رحمان...

مانند محبت و عشق به اهل بیت (علیهم اسلام ) ...

مانند تکرار نام اهل بیت و توسل به آن ها... مانند افتخار شیعه بودن ...

پ.ن. خدایا تا همیشه شکر بخاطر همه نعمت های ریز و درشتت / یا علی مدد



نویسنده » نرگس » ساعت 1:0 عصر روز دوشنبه 92 بهمن 7

دلم میخواست بیام و یه مطلب در مورد جسارت وهابی های ملعون و سلفی های از خدا بی خبر بنویسم یا یه مطلب در مورد ماه رمضان و شیرینی ها و حتی سختی هایی که داره ، ولی چون ذهنم خیلی آشفته بود ، نتونستم تمرکز کنم .

خیلی بده که با کسی بحثت بشه سر امر به معروف و نهی از منکر و نتونی متقاعدش کنی که رفتارش اشتباه بوده و بدتر دین گریزی میاره و از اون بدتر اینکه اون طرف سر حرف و رفتار اشتباهش پافشاری کنه و تو رو محکوم به بی دینی و بی تفاوتی کنه .

خیلی بده که این روزها همه شدن خدا و به جای خدا تصمیم می گیرن و رفتار میکنن و حتی حکم میدن :|

خسته شدم از آدم هایی که جز خودشون و رفتارهای غلط شون کسی دیگر رو نمی بینند و یه لحظه هم فکر نمی کنند در قبال آدم های دور و برشون مسئولن و وظیفه دارن .

پ.ن.1 : مراقب رفتارمون باشیم ، به خدا زده شدن آدم ها به خاطر رفتار ما ، جوابش "به جهنم"  نیست . اون دنیا پامون به خاطر همه ش گیره ...

پ.ن.2 : هیچ وقت نتونستم مذهبی های تندرو رو بپذیرم و با تموم وجودم از بعضی هاشون فراری ام ...

پ.ن.3 : به تموم مقدسات قسم هیچ کس بی عیب نیست ، نکنه فقط عیوب دیگران رو ببینیم و فکر کنیم خودمون بی عیب ترین هستیم .

پ.ن.4 : تو رو خدا با افراطی گری ها و بداخلاقی ها و توهین ها انتظار خوب شدن آدم ها رو نداشته باشیم . امر به معروف و نهی از منکر شرایط داره ...

پ.ن.5 : تو این شب ها و روزهای عزیز  التماس دعا / یا علی



نویسنده » نرگس » ساعت 2:37 صبح روز دوشنبه 92 تیر 31

حضرت مهدی

ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت

دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت

 مانند مرده ای متحرک شدم بیا

بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت

 می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر

دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت

دنیا که هیچ,جرعه ی آبی که خورده ام

از راه حلق تشنه ی من مثل سم گذشت

 بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ایم

از خیر شعر گفتن,حتی قلم گذشت

 تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم

یک گوشه بغض کرده,که این جمعه هم گذشت...

 مولا شمار درد دلم بی نهایت است

تعداد درد من به خدا از رقم گذشت

 حالا برای لحظه ای آرام می شوم

ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت

 
« سید حمیدرضا برقعی »


میدونم هیچوقت واستون شیعه یا حتی محب خوبی نبودم ولی از ته قلبم دوستتون دارم مولای رئوفم ...



نویسنده » نرگس » ساعت 4:12 صبح روز جمعه 91 اسفند 25

دستــــم بگیــــــر و ساحل امنی ببر مـرا

می ترسم از تلاطم این موج های مست



پ.ن.1 : خدایا مثل همیشه کمکم کن ...
پ.ن.2 : نوای وبلاگ : دستمو بگیر ، نذار اشتباه برم .



نویسنده » نرگس » ساعت 5:42 عصر روز سه شنبه 91 اسفند 8

« یا ستار العیوب »

یادمه پارسال یه پستی  نوشته بودم که :‌ " وقتی اسم کربلا میاد ناخودآگاه دل آدم پر غصه و دلتنگی میشه ، حالا وقتی مسافر کربلا داشته باشی این دلتنگی بیشتر میشه و هر چی این مسافر بیشتر بهت نزدیک باشه ، آه و حسرتت بیشتر ... "

امسال بازم این حس خیلی سخت تر از سال قبل تکرار شد ... :

اربعین

1) دارم کوله پشتی پیاده روی مسافر کربلا رو جمع میکنم بهش میگم از این خوراکی ها به همه زائرا بده شاید ارباب نظری به من جامونده هم بکنه . نمیدونم چرا اما یهو بغضم میترکه ...

2) یه اس ام اس برام میاد : جات خالی 18 کیلومتری کربلاییم ... باز بغضم ترکید ...

3) وارد اتاقشون که میشم ، روی شیشه نوشتن : " همه دارند می آیند به پابوسی تو ...باز هم من ِ بی سر و پا جاماندم ... " دوباره بدجور دلم میشکنه ...

4) تلویزیون رو روشن می کنم ، یه خانومی رو نشون میده که داره اسفند دود میکنه و میگه : من چیزی ندارم که به زائرای ارباب بدم ، براشون اسفند دود میکنم ... دلم هری میریزه پایین با این جمله و دوباره اشک ...

5) شب اربعین رفتم جایی ، تلویزیونشون روشن بود ، ویژه برنامه اربعین بود و چند نفر داشتن پای زائرهایی که پیاده میرفتن کربلا رو ماساژ میدادن و تاول ها و زخم هاشون رو پانسمان میکردن ... این دیگه ضربه نهایی بود ...

.................................................

پ.ن1: جاموندن خیلی درد داره ، خیلی ...
پ.ن2: هر سال دستام خالی تر میشه ؛ حتی اسفند هم نداشتم که برای زائرات دود کنم ...
پ.ن3: کاش کسایی هم بودن که وقتی کاروان اسرا رو میبردن شام ، مراقب پاهاشون باشن ، آب بدن دستشون و... 
پ.ن.4: امسال خیلی حسرت کشیدم ... سه سال از آخرین دیدارمان گذشت ، نمیخواهی اذن پابوسی بدهی ارباب ؟



نویسنده » نرگس » ساعت 7:30 عصر روز جمعه 91 دی 15




وقتی عمه ی یک دختر سه ساله باشی و برای ساعتی پدر و مادرش نباشند و
این دختر با چادر مشکی و سربند یا حسینش درست وسط روضه و
آن جایی که روضه خوان به ذکر مصیبت های زینب کبری (سلام الله )رسیده باشد ،
به آغوش تو پناه ببرد و آب بخواهد ، روضه ای برایت شرح داده به بلندای ظهر عاشورا ...
به سختی عطش کودکان اباعبدالله الحسین (علیه السلام )
به غربت بانوی صبور اسلام ، حضرت زینب (سلام الله علیها )
.............................................
به هیچ وجه قصد مقایسه ندارم اما امسال روضه حضرت رقیه (سلام الله ) را طور دیگری درک کردم .
یا علی / التماس دعا



نویسنده » نرگس » ساعت 2:35 صبح روز شنبه 91 آذر 11

گاهی فقط عیب ها و ضعف های دیگران رو می بینیم و چشمی برای دیدن عیب ها و خطاهای خودمون نداریم .

چقدر خوب نیست که آدم خودش رو بجای "نماینده خدا " دیدن ، استغفرالله  "خود خدا " ببینه و براحتی در مورد دیگران حرف بزنه ؛ نظر بده ؛

تهمت بزنه ؛ قضاوت کنه و حتی حکم صادر کنه و در مواردی با حرفای بی پایه و اساس ، اون فرد رو از جلوی چشم دیگران بندازه .

چقدر راحت دین و دنیا و آخرتمون رو می فروشیم ...

من معتقدم اگه خیلی ها بی دین شدن ، بخاطر بد دینداری کردن به اصطلاح بادین هاست .... !


وقتی می بینن یکی خطایی میکنه ، فکرمیکنن خودشون عصمت کامل دارن و فقط اون فرد مشکل داره !

زبونشون در مقابل اون فرد پر از نیش و کنایه و خدا لعنتت کنه ست و نگاهشون پر از ادعا و خشم و سرزنش ....

کاش یاد می گرفتیم "خطاها و گناه های یواشکی " خودمون ، گاهی هزار هزار بار بدتر از گناه های دیگه مثل بی حجابی و آرایش و متلک گفتن و روز شهادت آهنگ گذاشتن و ... است .

منظورم این نیست که اینا گناه های کوچیکی هستن و نیاز به تذکر ندارن ( که البته اونم نحوه ی گفتن خودشو داره ). ولی گاهی همین دخترای چادری و پسرای ریش دار و مذهبی هزاران بار خطاهاشون بدتره ولی فکر میکنن چون یواشکیه و پوسته ی قشنگی داره اعمالشون ، دیگه خدا هم چشمش رو روی همه خطاهاشون می بنده !

یادمون باشه با لباس دین و پوشش اسلامی گناه کردن ، خیلی خیلی خیلی ... بدتر و قبیح تر از کساییه که هیچ کس ازشون توقعی نداره !


یادمون باشه جای هر "خدا لعنتت کنه " می تونیم برای خودمون و دیگران طلب مغفرت و هدایت کنیم ...


یادمون باشه ما "نماینده خدا " روی زمین هستیم نه "  خود خدا " ...


یادمون باشه اگه کسی بخاطر ما از دین زده بشه ، "به جهنم " جوابش نیست !  باید قیامت جوابگوی اون فرد باشیم ...


یادمون باشه قیامتی هم هست ...


..........................................................................................................................................

پ.ن.1 : به کسی برنخوره چون نوک پیکان اول از همه به سمت خودمه ؛ ضمنأ بنده هم خودم چادری هستم و هم همسرم ریش داره .

پ.ن.2 : خدا همه مون رو هدایت کنه ...

پ.ن.3 : امروز روز عرفه ست و دل ما کرمانشاهی ها که به کربلا نزدیک تریم از همه بیشتر گرفته....واسه همدیگه دعا کنیم .



نویسنده » نرگس » ساعت 1:3 عصر روز پنج شنبه 91 آبان 4

   1   2   3   4   5      >